درباره عمران و ساختمان
مايكل گريوز طلايه دار معماري و طراحي؛ متولد 1934 ايندياناپوليس، امريكا. جوايز حرفه اي و شخصي: -NJ-AIA special recognition award, 1982 -Inducted as a Fellow, 1979 -1999 National Medal of Arts Conferred by President Clinton -American Academy of Arts and Letters Inducted as a Member, 1991 -New Jersey Governor's Pride Awards Walt Whitman Creative Arts Award 1991 - University of Cincinnati - GQ Magazine - Design Alliance -American Academy of Achievement American Academy in Rome - Arnold W. Brunner Fellowship, 1980- Christopher Columbus Fellowship Soc. - Manitoga, Russel Wright Center - -New Jersey Center for Visual Arts Interiors Magazine - House Beautiful Magazine - -Euster Merchandise Mart -Boston University AIA and American Library Association Progressive Architecture Magazine Interiors Magazine American Sculpture Society N.J. Business & Industry Association Master Builders’ Association Award, 2000 Friends of The Hague Citation for Improvement to the City, 1998 Fukuoka Urban Beautification Award American Concrete Institute AIA-New Jersey, other state chapters Chicago Athenaeum Metropolitan Home Magazine Architectural Digest Downtown New Jersey, Inc. U.S. Environmental Protection Agency D.C. Building Congress Award, 2000 Fukuoka Building Contractor’s Society Award, 1995 Japanese Society of Commercial Space Architectural Precast Institute Award جوايز طراحي محصولات و گرافيك: Industrial Designers Society of America Design Zentrum, Nordrhein Westfalen Resources Council Philadelphia Museum of Art American Federation of Arts Manitoga, Russel Wright Center Chicago Athenaeum International Furnishings Institute of Business Designers Print Magazine در دانشگاه سينسيناتي اوهايو در دوره اي تحصيل كرد كه متضمن تجربه عملي با Carl A. Strauss and Associates بود. او ابتدا به واسطه يك نمايشگاه گروهي در موزه هنر مدرن نيويورك در 1969 به همراه پيتر آيزنمن، ريچارد مي ير، چارلز گواتمي و جان هجداك و همچنين انتشار كتاب "Five Architects" مشهور شد.گريوز خيلي زود از نئو مدرنيسم محض اين گروه فاصله گرفت و شروع به طراحي خانه هايي با كاربرد ماهرانه رنگ، كنجها و ديوارهاي شاخص و اصول پايه مختصر كرد؛ بعنوان مثال خانه كالكو در گرين بروك ِ نيوجرسي (1978) ؛ بخش نمايشگاهي شركت سونار (1987-1979) ؛ ساختمان Public Services در پرتلند ِ اورِگون (1982-1980)، يك ساختمان متقارن مكعبي شكل بلند روي يك كلوناد مربعي ؛ كتابخانه سن جيوآن كاپيسترانو در كاليفرنياي جنوبي (1983) ؛ ساختمان هامانا در لوسيويل ِ كنتاكي (1986-1982) و توسعه موزه ويتني هنر امريكا. از اولين تمرين طراحي در دهه 1960، روي انسجام معماري، ورودي و مصنوعات تاكيد داشته است. اكثر ساختمانهايش با اثاثيه اي كه طراحي خودش است، شاخص شده اند. بيش از 1000 مورد از طرحهاي او توسط كارخانه هاي معتبري از قبيل آلسي، دراويت و بالدينگر آرشيتكچرال لايتينگ ساخته شده است. مركز مهندسي دانشگاه سينسيناتي تالار دانشگاه ويرجينيا وزارت بهداشت، رفاه و ورزش دادگاه ايالات متحده كليساها مراكز درماني و بيمارستانها كتابخانه دانشكده سنت مارتين پروژه هاي چند منظوره اونتين ساختمان اداري و هتل حيات فوكواُما ساختمان اداري مركزي و تالار مسابقات دانشگاهي ملي ساختمان هامانا ساختمان شركت دارايي بين المللي موزه ميشل كارلوس موزه شناندوا ولِي موزه نيوارك سِدار گِيبلس پروژه هاي جزئي / رستورانها شانگهاي باند آرت سنتر استوآ اُلمپيكا براي بازيهاي المپيك 2004 آتن باشگاه لِيك هيل كانتري Sportevo تئاتر كتابخانه بخش كلارك تئاتر اوريلي معمار نیویورکی و پست مدرن سفید پست مدرن سفید یا نئو مدرن مطلبی بود که 5 معار مطرح پست مدرن یعنی: 1-آیزرمن: معمار-فیلسوف.......پست مدرن سفید و بعد دکانستراکشن..... معماری مقوایی و انعطاف پذری 2-مایکل گریوز: معمار - نقاش... اول پست مدرن سفد و بعد خاکستری 3- چالرز گواتمی:معمار - سازنده ...... گرایشهای تندیسگرایانه 4- جان هجداک: معمار و پژوهشگر 5- ریچارد مه یر: معمار_ معمار....... تندیسگری در فضا ...... حجم سفید و زمینه سبز مطرح کردند. اگوی کار این 5 معمار نیویورکی ساختمانهای مدرن دهه 20-30 بود خصوصا ساختمانهای مدرن سفید لوکوربوزیه بود. جیمز استرلینگ و ریکاردو بوفیل و بوتا و آلدوروسی و هولاین و ایسوزاکی و کوروکاوا و ....از رهروان همین نگرش هستند. ********************************************************************** ریچارمه یر رو با مجموعه گیتی سنتر شناختم و بعد با خانه اسمیت وخانه داگلوس و .... و مرکز هنرهای تزیینی و ......و این اواخر کلیسا جوبیلی و مجموعه جلوسو لیدو کامل تر شد. به بهانه طراحی این ترم که مجموعه های مسکونی رو شامل می شه کی از کارهای جدید مه یر رو بررسی می کنیم: من سعی کردم مفهومی جدید را برای فضایی که برای اوقات فراغت و تعطیلات مورد استفاده است بر اساس ابعاد انسانی به وجود آورم: ریچارد مه یر مجموعه جلوسو لیدو در دریای آدریاتیک در منطقه جلوسو لیدو قرار گرفته است که روستای جلوسو لیدو در نزدیکی بافت مسکونی آن 3 برج : برج جلوسو لیدو بر اساس مالکیت مشترک یا همان مالکیت زمانی- هتل جلوسو لیدو و هتل نشرف به اقیانوس است. اولین منظره از این مجموعه روستای جلوسو لیدو خواهد بود. قسمت شاخص و طویل آن از 23 آپارتمان با واحدهای تجاری خرد که رد طبقه همکف آن واحدهای تجاری خرد قرار داردند به علاوه پلازا و خانه هایی که هر کدام در کنار استخر شنا و فضای سبز سازماندهی شده اند. در واحدهای مسکونی این مجموعه از واحدهای 1 خوابه و 2 خوابه در 3 طبقه با یک پله خارجی و یک باغ کوچک تشکیل شده اند این واحدهای بی آلایش و بی زیور به صورت یک در میان و پر و خالی قرار گرفته اند.. ادامه ماجرا http://www.arcspace.com/architects/meier/jesolo_lido_village/jesolo_lido_village.html جوایز معماری آنتوان پرداك (Antoine Predochk)، معمار 70 ساله آمریكایی و طراح ساختمانهایی همچون مركز علمی آریزونا، مركز فارغالتحصیلان McNamara، پارك Petco و كاخ دادگستری فدرال در El Paso، به عنوان برنده مدال طلای انجمن معماران آمریكا (AIA) در سال 2006 انتخاب گردید. این جایزه طی مراسمی كه 10 فوریه در موزه ملی ساختمان در واشینگتن برگزار خواهد شد، به پرداك اعطاء خواهد گردید. همچنین جهت پاسداشت آثار و فعالیتهای ارزنده پرداك در عرصه معماری، اسم او بر روی دیوار گرانیتی مخصوص لابی ساختمان مركزی AIA در واشینگتن حك خواهد شد. 1-ژاک دریدا ( - 1930 ) ، فیلسوف معاصر فرانسوی ،هشتم اکتبر (17 مهر)، بر اثر ابتلا به سرطان لوزالمعده در پاریس در گذشت. دریدا در 15 ژوئیه 1930 در الجزیره به دنیا آمد و در طول عمر خود تاثیر فراوانی بر روی فلسفه گذارد. وی بنیانگذار و پدر "دیکاستراکشن ـ Deconstruction" خوانده میشود، دریدا از سال 1967 ، یعنی زمانی که سه کتاب او منتشر شد ، در مجامع روشنفکری و فلسفی غرب مطرح گردید . این سه کتاب عبارتند از : 2-پیتر آیزنمن متولد 11 آگوست سال 1932 در «Newjersey»، «Newark»، یکی ازمعماران مشهور قرن 20 ام آمریکا است. این معمار در زمینه دیکانستراکشن فعالیت کرده و جزوگروه 5 نفره «آیزنمن،چارلز گواتمی،جان هیداک،ریچارد میر و میشل گریوز» است که آثار خود را در سال 1969، درموزه هنرهای مدرن، در قالب ساختارشکنی مطرح کرده و متعاقبأ در سالهای بعد هر کدام شیوه های منحصر بفرد و آرمان گرایانه ای را توسعه داده اند. آیزنمن درجه لیسانس معماری خود را از دانشگاه Cornell University و فوق لیسانس معماری را از دانشگاه Columbia University، درجه فوق لیسانس هنر و دکترای خود را از دانشگاه University of Cambridge اخذ کرده است. منابع: http://mohammadhamed.mihanblog.com/Post-170.ASPX مقدمه تعریف جامعه صنعتی: از دیدگاه ساختی، در شهر های قدیم اروپایی، دگرگونی وسایل تولید حمل و نقل، و نیز پیدایش عملکرد های جدید شهری، چارچوب های قدیم شهر ها را در هم می شکنند، شهر هایی که اغلب ترکیبی از شهرقرون وسطی و شهر باروک قرن هفدهمی هستند. بنابر فرایند سنتی، تطبیق شهر با جامعه ای که در آن نظم جدیدی را ایجاد می کند. به این منظور هنگامی که هوسمان برآن شد که پاریس را با ضرورت های اقتصادی ـ اجتماعی امپراطوری هماهنگ کند، اثری واقع گرایانه به وجود آورد. (شوای، ترجمه حبیبی، 1375 ) تحولات اقتصادی ـ اجتماعی قرن هیجدهم و نوزدهم کلانشهر ها ـ شهر ناحیه ها و مجتمع های عظیم را بوجود آورد . در این زمان با گسترش شاهراهها، اختراع ها، تمرکز صنایع، مهاجرتهای روستایی، تراکم جمعیت و آلودگی، دگرگونیهای اساسی در ساختار و بافت شهر ها به وجود آمد. بدین ترتیب نظمی که در دوره های پیشین حاکم بود از بین رفت و عملکرد شهر دگرگون و انقـلاب صنعتی بر شهر مسلط شد.(زیاری، 1383) آرمانشهر: ـ مشخصات شهر صنعتی: دلیل گارنیه: منابع و مأخذ : اوستروفسکی ، واتسلاف ؛ " شهرسازی معاصر ، از نخستین سرچشمه ها تا منشور آتن " ؛ ترجمه لادن اعتضادی ، تهران، مرکز نشر دانشگاهی 1371. پست مدرنیسم پیکره پیچیده و در هم تنیده و متنوعی از اندیشه ها ، آرا و نظریاتی است که در اواخر دهه 1960 میلادی سر برآورد و بعدا اندیشه های دیکانستراکشن Deconstruction و مکاتب فکری غرب از جمله فمینیسم و پسا استعمارگرایی و غیره جزو واژه پست مدرن فلسفی مطرح شدند . پست مدرنیسم در سراسر اروپا و ایالات متحده به ویژه در محافل آکادمیک و در میان دانشگاهیان ، معماران ، هنرمندان و حتی مجریان برنامه ها و تبلیغات و رسانه های گروهی و مطبوعات اشاعه و گسترش یافت . واژه پست مدرن گفتمان های فراوان و متعددی را در پی داشته است ، روندی که همچنان ادامه دارد . هابرماس معتقد است که ، کاربرد "پسا" بیشتر تداوم جریانی را ثابت می کند ، نه پایانش را ، همان طور که مقصود جامعه شناسان از واژه پسا صنعتی را نشان می دهد و نه پایانش را . در تفکر پست مدرن تاکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی ، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که بر بازی زبانی نامتجانس و ناهمگن ، امور نامتوافق ، بی ثباتی ها و ناپایداری ها ، گسست ها وتضادها تاکید دارد . تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی ببیند و شریک بداند ، آن را نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند . در این تفکراجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود .... در تفکر پست مدرن هنر صرفا یک تجربه زیبا شناختی نیست ، بلکه روش شناخت جهان است . طراحان پست مدرن بر این عقیده هستند که به راحتی می توان تاریخ را دور زد وتاریخ معماری را به شیوه هایی اصیل ، تازه و بدیع مجددا به هم پیوند بزنند . آنان عموما جنبش های خود را در راستای حرکت های جدایی طلب و فرقه گرایانه سوق دادند و ازجنبش های وسیع و گسترده حقوق مدنی و پیوند های انسانی ، که می توانستند موجب رشد ،ارتقا و استعلای محدوده ها و عرصه فعالیت های گروهی گردند ، دوری می جستند . پست مدرن های فرانسوی این نوع نگرش به جهان را به مثابه کشفی چشم گیر و کلیدی برای آزادی وسعادت در دنیای جدید پلورالیستی و چند خدایی ارائه می کنند . اندیشه پست مدرنیسم سمت و سو و جهتگیری واحدی ندارد . بلکه در جهان متعددی سیر می کند ، مضامین آن چندان با هم سازگار نیستند بلکه در اکثر موارد دچار تناقض ها و ابهام های آشکاری هستند . از مهم ترین مضامین پست مدرنیته می توان به موارد زیر اشاره کرد : معماری پست مدرن واکنشی است علیه چیزی که فردریش استوواسر (فرتیس هاندرتواسر F. Stowasser- Fritz Hunderwasser ) نقاش معاصر اتریشی آن را "استبداد خطوط مستقیم" خوانده است . در معماری جدید تاکید بر خطوط منحنی ، تاکید بر امور غیرقابل پیش بینی ، بر تزئین و تقلید هزل آمیز و بر زیبایی غیر کارکردی استوار است .سطوح شفاف و آینه وار و هزارتوهای پیچاپیچ ، عناصر عمده ای در معماری پست مدرن به شمار می روند . در سمت دیگر جریان معمار لاس وگاس به چشم می خورد که در فراگیری از اغراق آمیزترین تعابیر معماری معاصر، راه افراط را در پیش می گیرد که تفصیل آن را می توان در کتاب "آموختن (فراگیری) از لاس و گاس ( Learning From Las Vegas ) اثر رابرت ونتوری دید . در این سبک معماری به آمیزه متنوعی از سبک های مختلف برمی خوریم . نمونه بارز آن ساختمان موسوم به قصر سزارها ( Caesara Palace ) بامجسمه ها و تندیس های قدیمی و نگهبانان پارکینگ و پیشخدمت هایی که به سبک لژیونرهای روم باستان لباس پوشیده اند، است . در اینجا سیطره و سلطه تابلوهای متعدد نئون های رنگی پرزرق و برق که چشم هر مشتری را مفتون و مسحور خود می سازد بر نماهای کمتر دیدنی و نه چندان تماشایی میزهای قمار و دستگاهای خودکار فروش اغذیه و نوشیدنی ، به وضوح مشهود و ملموس است . عطف به تاریخ، التقاط در سبک و شیوه های بیان معماری، رجوع به اقلیم (منطقه گرایی ، تحت تاثیر نیاز ارتباط معماری با محیط و به ویژه اقلیم )، آزادی حس ترکیب، عدول از مناطق عقلانی رنگ، نشانه های شخصی یا اجتماعی و بهره گیری از تمثیل های دور و نزدیک و به طور کلی دستاورد پست مدرنیسم، تازگی وتنوع در شیوه های بیان معماری است . نظریه پردازان پست مدرنیسم آلدوروسی وپائولوپورتوگزی در ایتالیا هستند . جنکز پست مدرن را به مثابه دو عنوانگی ، یعنی نخبه وعامه پسند و جفت شدن این متضادها : سازگار و شورشی و نیز نو و کهنه ، دانسته است .به قول او هنر پست مدرن متاثر از شبکه جهانی است و حساسیت همراه با آن ، کنایه ای وجهانی و علنی شدن است . پست مدرن را باید بر اساس پارادوکس آینده (Post) وپیشین ( Mode ) درک کرد .Late Modern , Post Modern هر دو سنت از حدود 1960شروع شدند و هر دو به افول مدرنیسم واکنش نشان دادند . دوره پست مدرن زمان انتخاب های مداوم است. دوره ای که هیچ روش تثبیت شده ای را نمی توان بی خود آگاهی و کنایه دنبال کرد، تمامی سنت ها به نوعی اعتبار دارند. پست مدرن اصولا تلفیق گزینشی هر سنت با سیاق پیش از خود می باشد، هم ادامه مدرنیسم است و هم فراتر از آن رفتن. بهترین کارهای پست مدرنیسم ویژگی ابهام و کنایه را دارا می باشند و انتخاب نامحدود، کشمکش و گسستگی سنتها را به تصویر می کشند، زیرا این چند گانگی آشکارا بر کثرت گرایی ما غالب است. پست مدرنیسم را دوگانگی متناقض نما یا ابهامی میدانم که نام دو رگه اش به معنی ادامه مدرنیسم و فراتر از آن رفتن می باشد و متاثر از دهکده جهانی است و حس همراه با آن کنایه شهروندی جهانی شدن را در خود دارد. پست "Post" بودن به معنی "برتر بودن" است . در موردپست مدرن: از نظر پست مدرن ها شرایط زیر فرم ساختمان را تعیین می کنند: به معماری پست مدرن به معماری پاپ Popular Architecture یا معماری مردمی هم می گویند ، چون در این نوع معماری از احجام و تزئینات و رنگ های عامه پسند و جالب توجه برای سطح درک عموم استفاده می شود . در طی دهه هفتاد و هشتاد خیل عظیم معماران به این سبک رو آوردند و هویت ساختمانهای خود را بر اساس بوم گرایی و فرهنگ مردم شکل داده اند . به نقل از : http://forum.p30world.com/showthread.php?t=107222
بروتالیسم در سال 1954 میلادی برای توصیف روشینوین در معماری فرانسه و انگلستان به كار گرفته شد و در بین سالهای 1960 تا 1970 میلادی در اوج شكوفایی بود. واژه بروت (Brute) به معنی خام، خشن و وحشی است. در این شیوه از بتون خام (زبره) یعنی بتونی كه پس از جدا كردن از قالب اصلی مستقیماً و بدون استفاده از روكش و عناصر كاربردی و تزیینی دیگر، در نمای ساختمان به كار گرفته میشود، استفاده میكنند. «اگوست پره» معمار نوآور فرانسوی چنین میگوید: «تزیین همیشه روی نقیصه ساختمانی را میپوشاند.» بتون در دست «اگوست پره» كارآیی تازه و گسترش سریعی یافت. در این باره او اعلام داشت كه: «بتون برداشت نوینی به هنر معماری خواهد بخشید.» یكی از پیشگامان اصلی شیوه بروتالیسم، شاگرد «اگوست پره»، «ادوارد ژانره» معروف به «لوكوربوزیه» (Le Corbusiet) معمار و نقاش متولد سوییس، كه در سال 1930 میلادی تبعه فرانسه شد، نام دارد. او موازین و اصول معماری سنتی را دگرگون كرد. از خصوصیات بصری شیوه بروتالیسم میتوان به ساختمانهایی با معماری سنگین، سخت، سرد، رسمی، خشك و انعطافناپذیر كه در برخی موارد ظاهری اسكلت گونه به خود میگیرند، اشاره كرد. در حقیقت در این شیوه تلاش برای نمایاندن عوامل ضدزیباییشناسی صورت گرفته، همچون بناهایی كه صریح، رك، رسا، قابل درك و واضح باشند، و بدون هیچگونه مفاهیم ابهام برانگیز یا احساسبرانگیز. سرانجام در دهه 1970 میلادی به خاطر انتقادات و عیبجوییهایی كه بر بناهای بروتالیستی صورت گرفت، چنین بناهایی خستهكننده و ملالآور شدند او در شهر ریو دو ژانیرو زاده شد. در همان شهر در سال ۱۹۳۴ از مدرسه هنرهای زیبا درجه مهندسی معماری دریافت کرد. در ۱۹۴۵ عضو حزب کمونیست برزیل شد. عضویت در این حزب بارها برایش دردسر آفرین بود. در دوره دیکتاتوری نظامی برزیل به دفترش حمله کردند و ناچار از زندگی در اروپا شد. فیدل کاسترو گفته بود «من و اسکار نیمهیر آخرین کمونیستهای کره زمین هستیم.» در سال ۱۹۴۷ با طرح بنای مرکز سازمان ملل متحد در نیویورک شهرتی جهانی یافت. در ۱۹۵۶ رئیسجمهور برزیل از او خواست طرحی برای برازیلیا، پایتخت جدید برزیل بدهد. برازیلیا بزرگترین طرح معماری او بود و نیمهیر در آن بسیاری از اندیشههای نوی خود را بکار برد. در ۱۹۸۸ برنده جایزه معماری پریتزکر شد. در سالهای اخیر او همچنان کار میکند. آخرین کار او مجسمهای به یادبود محاصره اقتصادی کوبا از سوی آمریکا است. چارلز جنکس در سال ۱۹۳۹ در شهر بالتیمور به دنیا آمد. او نخست در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی پرداخت و پس از گذراندن این دوره، در سال ۱۹۶۱ در همان دانشگاه وارد رشته معماری شد و تحت آموزش تاریخنگاران بزرگ معماری، زیگفرید گیدئون و رینر بنهام به تحصیل در این رشته پرداخت. او در سال ۱۹۶۵ مدرک MA را در این رشته اخذ نمود و سپس در سال ۱۹۷۱ موفق به دریافت درجه دکتری از دانشگاه لندن در زمینه تئوری و تاریخ معماری گشت. جنکس از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۴ استاد کرسی نقد و تاریخ معماری معاصر دانشگاه UCLA کالیفرنیا بوده و همزمان با آن به عنوان استاد مدعو در بزرگترین و معتبرترین دانشگاههای دنیا حضور فعال داشته است. جنکس مؤلف کتب متعددی در زمینه مبانی نظری معماری معاصر میباشد که شناختهشدهترین آنها عبارتاند از: ـ زبان معماری پست مدرن (The Language of Post Modern Architecture) (1977) ـ مدرن متأخر (Late Modern) (1980) ـ پست مدرنیسم چیست (What is Post Modernism) (1986) ـ نئومدرنها (The New Moderns) (1990) ـ معماری امروز (Architecture Today) (1993) ـ معماری جهان در حال جهش (The Architecture of The Jumping Universe) (1995) ـ نظریات و بیانیههای معماری معاصر (Theories And Manifestoes of Contemporary Architecture) (1997) ـ لوکوربوزیه، انقلاب مستمر در معماری (Le Corbusier, The Continuous Revolution in Architecture) (2001) ـ پارادایم جدید در معماری (The New Paradigm In Architecture) (2002) -جنکز، چارلز- معماری پرش کیهانی-ترجمه وحید قبادیان و داریوش ستارزاده-دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در کنار کتب و تحقیقات تحلیلی ویژه معماری، نقد و مقالات متعددی از جنکس در مجلات معماری به ویژه مجله Architectural Design منتشر شده است.مایکل گریوز ( پنج معمار )
![]()
دريافت كننده بيش از 140 جايزه معتبر و تقدير رسمي در رمينه معماري، طراحي داخلي و طراحي صنعتي از سران مملكتي، سازمانهاي حرفه اي معماري همچون مؤسسه معماران امريكا AIA، مجامع طراحي، سازمانهاي تجاري، نشريات و دانشگاهها. او بعنوان يك معمار، طراح و استاد دانشگاه مطرح است و داراي 11 دكتري افتخاري.
-American Institute of Architects
2001 Gold Medal
Alumni Association
William Howard Taft Medal, 1998
Man of the Year, 1997
Most significant contribution to
the design industry, 2000
Golden Plate Award, 1986
Centennial Prize, 1996
-Rome Prize, 1960-1962
2001 $50,000 Frank Annunzio Award
First Russel Wright Award, 2000
Arts Person of the Year
2000
Hall of Fame, 1991
Designer of the Year, 1981
“Giants of Design” award, 2000
Outstanding leadership in architecture
and design, 1983
Silver Spoon Award, 1984
جوايز معماري و طراحي داخلي:
American Institute of Architects
10 National Honor Awards
2001 Gold Medal
Award of Excellence, 2001
13 design awards
3 design awards
Designer of the Year, Hall of Fame, 1991
Henry Hering Medal, 1986
Firm Award for Achievement, 1990
Good Neighbor Award
2 awards
Merit Award, 1996
Over 60 design awards
Special career recognition award, 1982
2 American Architecture Awards
Design 100 Award, 1990
AD 100 Best Architects and Designers
3 5-year listings
Urban design award, 1990
U.S. Department of Energy
Energy Star Award, 1999
Designers Design Award, 1994
for Design Excellence, 1995
Design Alliance
Most significant contribution to
the design industry, 2000
IDEA Award
2 awards
Red Dot award for design quality
2000
2 design awards
COLLAB Award, 1995
Graphic design award, 1990
Russel Wright Award
Inaugural award, 2000
Good Design Award
8 awards
& Design Association
33rd Annual Trailblazing Award, 2000
3 design awards
Casebook
تحصيلاتش را در هاروارد تكميل كرد (1959) و با George Nelson معمار و طراح مشغول به كار شد. به اعتبار بورسيه اي از American Academy دو سال را در رم گذراند و بعد از بازگشتش (1962) در دانشگاه پرينستون ِ نيوجرسي – همانجاكه تا سال 1972 پروفسور معماري بود- به تدريس پرداخت.
در 1964 مهارت شخصي اش را دريافت و در 1967 خانه هانسلمن در را فورت واين ِ اينديانا ساخت.
ساختمان پرتلند 
فعاليتهاي او در زمينه معماري را ميتوان در مجموعه هاي زير خلاصه نمود:
پروژه هاي دانشگاهي
دانشكده هاي دانشگاه رايس 


پروژه هاي شهري
يادبود واشينگتن 


مركز قلمرو اسقف اعظم 

بازسازي گنبد كاتدرال فلورانس براي گروه كُر 
كليساي كاتوليك سنت ماري 
بيمارستان Tallahassee
هتل و باشگاه El Gouna Golf 
حيات ريجنسي در ارتفاعات تبا در مصر 
پروژه هاي مسكوني
اُشِن درايو 1500 
برج مسكوني ايمپالا 
عمارت كلاه فرنگي 


كتابخانه ها
كتابخانه مركزي چارلز بيتلي ![Charles-E[1].-Beatley,-Jr](http://www.govashir.com/greatdesigners/archives/Charles-E%5B1%5D.-Beatley%2C-Jr.jpg)
كتابخانه مركزي دنور 





پروژه هاي اداري 


واچ تكنيكام 
پروژه هاي فرهنگي / موزه ها ![Michael-C[1].jpg](http://www.govashir.com/greatdesigners/archives/Michael-C%5B1%5D.jpg)


پروژه هاي اقامتگاهي خصوصي 

خانه مايكل گريوز
خانه اي در ايندين هيل 



رستوران و فروشگاه هتلهاي والت ديسني ورد 
پروژه هاي تفريحي / ورزشي 
مركزي براي تربيت تيم فوتبال فيلادلفيا ((NovaCare 

تئاترها

سمیه نادری
فلسفه دلوز ، یک فلسفه افلاطون ستیز و دکارت ستیز است . به عبارت دیگر می توان بیان نمود که فولدینگ یک طرح ضد دکارتی است . از نظر دلوز ، هستی از زیر بناهای عقل ریاضی استخراج نشده است . وی در کتاب معروف خود ، ضد ادیپ سرمایه داری و اسکیزوفرنی ( 1972) خرد مدرن را مورد پرسش قرار داد . از نظر دلوز ، خرد هر جایی است .
فلسفه فولدینگ منطق ارسطویی را نیز زیر سوال می برد . از نظر این فلسفه ، هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد . زیر بنا و روبنا وجود ندارد . فولدینگ به دنبال تعدد است و می خواهد سلسله مراتب را از بین ببرد . این فلسفه در پی از بین بردن دو گانگی هاست .
فولد یعنی چین و لایه های هزار تو ، یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است ، هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد ، تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست ، همه چیز افقی است . به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن کند . فولدینگ هم مانند دیکانستراکشن در پی از بین بردن مبناهای فکری تمدن غرب و بالاخص منطق مطلق و ریاضی گونه مدرن است .
فولدینگ ، عمودگرایی ، طبقه بندی و سلسله مراتب مردود می داند و به جای آن افقی گرایی را مطرح می کند . از نظر فولدینگ همه چیز همسطح یکدیگر است . دلوز در کتاب خود به نام ، فولد ، لایبنیتز و باروک ( 1982 ) جهان را چنین تبیین می کند : " جهان به عنوان کالبدی از فولدها و سطوح بی نهایت که از طریق فضا ، زمان فشرده شده ، در هم پیچ و تاب خورده و پیچیده شده است . " دلوز هستی و اجزاء آن را همواره در حال شدن می بیند .
یکی از موارد کلیدی در مباحث مطرح شده توسط دلوز ، افقی گرایی است . دلوز به همراه یار همفکر خود ، فیلیکس گاتاری ، مقاله ای به نام " ریزوم " در سال 1976 در پاریس منتشر کرد . این موضوع در کتاب هزار سطح صاف ( 1980) به صورت کامل تر توسط این دو مطرح گردید . رزیوم گیاهی است بر خلاف سایر گیاهان ، ساقه آن به صورت افقی و در زیر خاک رشد می کند . برگ های آن خارج از خاک است . با قطع بخشی از ساقه آن ، این گیاه از بین نمی رود ، بلکه از همانجا در زیر خاک گسترش می یابد و جوانه های تازه ایجاد می کند .
این دو متفکر با مطرح نمودن بحث ریزوم ، سعی در بنیان فکنی اندیشه غرب کردند و اصول اولیه آن را زیر سوال بردند . از نظر آنها ، عقلانیت غرب به صورت سلسله مراتب عمودوار ، درخت گونه و مرکز مدار است .
بحث فولدینگ در معماری از اوایل دهه 1990 مطرح شد و به تدریج اکثر معماران نامدار سبک دیکانستراکشن مانند پیتر آیزنمن ، فرانک گهری ، زاها حدید و حتی معماران مدرنیست فیلیپ جانسون به این سمت گرایش پیدا کردند . از دیگر معماران و نظریه پردازان سبک فولدینگ می توان از بهرام شیردل ، جفری کیپینز ، گرگ لین و چارلز جنکز نام برد . همانند دیکانستراکشن ، خواستگاه فلسفه فولدینگ در فرانسه و معماری فولدینگ در آمریکا بوده است.
نظریه دیکانستراکشن جهان را به عنوان زمینه هایی از تفاوت ها می دید و این تضاد ها را در معماری شکل می داد . این منطق تضاد گونه در حال نرم شدن است تا خصوصیات بافت شهری و فرهنگی را به گونه ای بهتر مورد استفاده قرار دهد .
دیکانستراکشنیست ها عدم هماهنگی های درون پروژه را در ساختمان و سایت نمایش می دادند و این نقطه آغاز پروژه آنها بود . ولی آنها هم اکنون این تفاوت ها را در تقابل نشان نمی دهند ، بلکه آنها را به صورت انعطاف پذیری در هم می آمیزند و یک منطق سیال و مرتبط را دنبال می کنند . اگر در گذشته پیچیدگی ها و تضاد از دل تقابل های درونی پروژه بیرون می آمد ، در حال حاضر خصوصیات مکانی ، مصالح و برنامه به صورت انعطاف پذیری روی همدیگر تا می شوند ، در حالی که هویت هر یک حفظ می شوند . معماری فولدینگ در مقیاس شهری در جایی بین زمینه گرایی و بیان گرایی قرار دارد . فرم های انعطاف پذیر نه به صورت کامل هندسی هستند و نه به شکل دلبخواهی . در مقیاس شهر ، این لایه های تا شده و انعطاف پذیر نه نسبت به بافت مجاور خود بی تفاوت اند و نه مطابق با آنند ، بلکه از شرایط محیطی بهره می جویند و آنها را در منطق پیچ خورده و منحنی خود جای می دهند .
در فیلم پایان گر 2 ( Terminator 2 ) نیز هنر پیشه ای که نقش منفی داشت می توانست کالبد خود را به صورت جیوه در بیاورد و همانند جیوه در هر شرایطی تغییر حالت دهد . در روی کف زمین به صورت یک کف پوش پهن شود و سپس از روی کف بلند شده و به صورت انسان و یا حالت های دیگر در آید . امروزه با استفاده از رایانه ، این انتقال و تغییر شکل به راحتی قابل اجرا است و معماران فولدینگ سعی می کنند که معماری را با علم روز همگون و همسو سازند .
در این رابطه بهرام شیردل در مصاحبه خود در مجله آبادی می گوید : " فکر من و همکارانم در معماری و شهر سازی ، قابل انعطاف کردن فضاها است به گونه ای که جوابگوی تفاوت های بی شماری باشد ،... همیشه معتقد بوده ام باید معماری جدیدی به وجود آید که با افکار و زندگی زمان خود انطباق داشته باشد و فرهنگ و تمدن موجود را غنی تر کند ... انسان با گذشت زمان افکار و خصوصیاتش تغییر می کند - بر عکس سایر جانداران - معماری هم باید تبع آن تغییر کند . "
پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه فولدینگ در حوزه معماری واژه " Weak Form " یا " فرم ضعیف " را مطرح کرده است . فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایط محیطی وفق دهد .همانطور که ژله با شکل ظرف خود تطبیق می یابد . لذا فرم ها یا لایه های معماری فولدینگ ، در مجاور و همتراز یکدیگر به صورت انعطاف پذیر و در انطباق با شرایط کالبدی ، اجتماعی و تاریخی محیط در سایت قرار می گیرند .
آنتوان پرداك، برنده مدال طلای AIA در سال 2006
آنتوان پرداك، برنده مدال طلای AIA در سال 2006
كمال یوسفپور
آنتوان پرداك، شصتودومین برنده مدال طلای AIA
مدال طلای AIA كه بالاترین نشان ویژه انجمن معماران آمریكاست، به معمارانی اعطاء میشود كه آثار آنها تأثیرات ماندگاری بر تئوری و فعالیت حرفهای معماری داشته است. آنتوان پرداك شصتودومین برنده مدال طلای AIA، از ابتدای پایهگذاری آن در سال 1907، میباشد. از مشهورترین معمارانی كه تاكنون موفق به دریافت مدال طلای AIA شدهاند، میتوان به لویی سالیوان (1944)، فرانك لویدرایت (1949)، اگوست پره (1952)، والتر گروپیوس (1959)، میس وندرروهه (1960)، لوكوربوزیه (1961)، ائرو سارینن (1962)، آلوار آلتو (1963)، پییر لوییجی نروی (1964)، كنزو تانگه (1966)، مارسل بروئر (1968)، ریچارد باكمینستر فولر (1970)، لویی كان (1971)، ریچارد جوزف نوترا (1977)، فیلیپ جانسون (1978)، آی. ام. پی (1979)، چارلز مور (1991)، توماس جفرسن (1993)، نورمن فاستر (1994)، سزار پلی (1995)، ریچارد مهیر (1997)، فرانك گهری (1999)، ریكاردو لگورتا (2000)، مایكل گریوز (2001)، تادائو آندو (2002) و آخرین آنها، سانتیاگو كالاتراوا (2005) اشاره كرد.
Thomas S. Howorth، مدیر كمیته مدال طلای AIA، در خصوص دلایل انتخاب آنتوان پرداك به عنوان برنده مدال طلای AIA چنین میگوید: «شواهد و قراین نشان میدهد كه آنتوان پرداك، بیش از هر معمار آمریكایی دیگری، در آثار خویش بر یك دید شخصی و ملهم از مكان نسبت به معماری تأكید كرده است.» او در ادامه خاطرنشان میكند: «ساختمانهای طراحیشده توسط آنتوان پرداك از میان لندسكیپهای شهری منحصربفردشان نشو و نمو پیدا میكنند و در عین حال نمادهایی خلق میكنند كه بطور شجاعانهای پرمعنی، خالص و اصیل و در عین پیچیدهبودن، ساده و بیغلوغش هستند.»
رویكرد پرداك در طراحی از محیط جغرافیایی محل زندگی او، یعنی غرب آمریكا، سرچشمه میگیرد؛ بیابان باز و وسیعی كه از تاریخ پربار و فضای پهناوری برخوردار است. آنچه كه پرداك را در جهان معماری به شخصیتی مطرح و بیهمتا تبدیل نموده است، مهارت بینظیر او در تلفیق استادانه آثار معاصر و امروزی با بافتهای تاریخی میباشد. تمركز پروژههای برگزیده او ـ پروژههایی كه جوایز مختلف معماری را برای وی به ارمغان آوردهاند ـ در غرب آمریكا و سراسر ایالات متحده خود شاهدی است بر توانایی بینظیر او در طراحی آثار زمینهگرا (contextual). بسیاری بر این عقیدهاند كه آثار پرداك محتوا و مفهوم معماری را با فرم و كالبد فیزیكی آن پیوند میدهد و جایگاه این دو را با استفاده از یك حس معنوی كه ارتباط یكپارچهای میان زمین، فضا، كارفرما و جامعه برقرار میكند، در اثر خویش تثبیت مینماید.
كاخ دادگستری فدرال، El Paso، تگزاس، 2007
پرداك بجای تأثیرپذیری از سبكها و گرایشهای مختلف، با اتخاذ رویكردهای منحصربفردی در طراحی معماری از قبیل توجه به ویژگیهای زمین و حساسیتهای خاص محیطی و نیز در نظر گرفتن تمامی جنبههای فرهنگ یك منطقه، فلسفه طراحی خاصی را از آغاز فعالیت حرفهایش شكل داده است كه منحصر بخود اوست. در كل میتوان گفت تأثیرپذیری فیزیكی متقابل ساختمان و زمین از همدیگر نقش حیاتی در روند طراحی پرداك ایفا میكند. بسیاری از منتقدان معماری بر این باورند كه پرداك بخاطر توانایی منحصربفردش در برقراری ارتباط معنوی با كارهایی كه به او محول میشود، به عنوان یك معمار عالی و استثنایی در جامعه معماری آمریكا مطرح بوده، هست و همچنان خواهد بود.
گفتار و پدیدار ، نوشتار و دیگر بودگی و نوشتار شناسی .
آنچه در معماری آیزنمن، بسیار مورد توجه قرار می گیرد، تجزیه کردن فرم معماری از دیدگاه علمی و نظری است.
akhiabanian.ir
شهر از همان آغاز تولدش ، مفهوم خود را در فلسفه و حکمت جستجو می کند از نخستین اندیشمندانی که "اور" و "موهنجودارو" و " شوش " و " تئوچه تیتیلان " و... را بر پا داشتند تا آخرین کسانی که مفهوم شهر را در " ناشهرسازی" و " شالوده شکنی " جستجو می کنند، همه در پی تعمیق فلسفی این مفهوم هستند و برآنند تا از حکمت نظری به حکمت عملی دست یابند و آن را شکلی کالبدی ـ فضایی بخشند.
اگر رنسانس در جست و جوی یافتن حکمت عملی و کاربردی در بازگشت به مفاهیم کهن و نوپردازی آنهاست وسعی دارد که فضای شهر خویش را بر این مبنا رقم زند، انقلاب صنعتی با عرضه حکمت عملی خویش مفهوم فلسفی جدیدی از شهر را به دست می دهد. اگر در دوران قدیم فلسفه از طریق حکمت عملی چهره شهر را می آراست و فضای آن را می پرداخت، در دوران جدید فلسفه شهرسازی راه خویش را از حکمت عملی آن جدا می کند؛ اندیشه و عمل از هم دوری می جویند؛ ناکجاآبادها در مقابل شهرهای قارچ گونه، سست پایه، خود به خودی و یا طراحی شده قرار می گیرند.
در حالی که فلاسفه قرن نوزدهم نقد شهر را از نقد جامعه صنعتی جدا نمی سازند و بر مبنای این نقد مدینه فاضله خویش را بنا می نهند ، عمل گرایان شهر موجود را بر مبنای عملکــــرد هایی می سازند و می پردازند که انقلاب فن شناختی سبب شــــــده است هـنــر جــای خــویــش را به فــن می سپــارد و " معـمار ـ هنـــــــرمند " در مقابل " معمار ـ مهندس " عقب می نشیند. اندیشه های شهرسازی پیش از هر زمان دیگری در زمینه های فلسفی، حکمت عملی و ضناعت به جولان در می آیند. از قرن نوزدهم اندیشمندان از شهر صنعتی توصیفی هراس انگیز را مطرح می کنند و بی نظمی آن را در همه متون خویش گوشزد می سازند ـ وضوعــی که برخی از اندیشمـندان قـرن بیسـتم نیز برآن باورند ـ در چنین هول و هراســی است که مفهـوم " شهرسازی " در معنای جدید آن تولد می یابد.
شهر سازی زمانی متولد می شود که انگاره ها و الگو هایش به گونه ای ماتقدم شکل گرفته است. الگوهایی که برآنند تا با اجبار خود بر واقعیت تحمیل کنند. انگاره ها و الگوهایی که شماری معدودند و عمدتاً همانهایی هستند که از آغاز توسط تخیل گرایان قرن نوزدهم پایه گذاری شدند. الگوهایی که عمدتاً در سه زمینه اصلی مطرح گردیدند: الگوی خردگرا که ترقی، فناوری و کارایی را مد نظر داشتند. الگوی سنت گرا که بر ارزش های احساسی، ادراکی و زیباشناسی تکیه می کند و الگوی "ضدشهری" که برآن است تا مفهوم کهن شهر و روستا را در هم ریزد و شکل جدید از استقرار را بیان دارد. با فاصله صد ساله از تدوین این انگاره ها و الگوها، امروزه نیز طرح هایی با ظاهر بسیار متفاوت همان استخوان بندی مطروحه در قرن نوزدهم را در خود دارند، به همان گونه در پی چهره پردازی الگوه ها هستند و به همانگــونه به تجربه واقعیات می پردازند. شکست های شهرسازی امروز نیز ریشه های خود را در این بازنگری و تجربه الگویی باز می یابد. اکنون سخن برآن است که این مسائل بدون جست وجوی یک شهرسازی کمتر نظریه ای و بسیار انسانی تر قابل حل نخواهد بود و به همین دلیل است که پرداختن عملی به محیط در دستورکار قرار گرفته است. محیطی که برای انسان و نه مسلط بر او برنامه ریزی و طراحی شده باشد.
ضرورت بررسی:
طبق بررسی های انجام شده در شروع قرن نوزدهم در حدود 3 درصد جمعیت جهان در شهر ها زندگی می کردند. یکصد سال بعد حرکت مردم به سوی شهر ها سرعت گرفت امّا نسبت جمعیت شهرنشین جهان تا سال 1900 فقط 15 درصد بود. تا سال 1950 این رقم به 20 درصد رسید و از آن هنگام تا کنون افزایش قابل توجهی رخ داده و در سال 2000 بیش از 50 درصد جمعیت جهان شهری است.
اینک جمعیت جهان حدود 6 میلیارد نفر است و بر اساس پیش بینی ها در سال 2020 به 8 میلیارد نفر بالغ خواهد شد و 95 درصد افزایش جمعیت در کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته ساکن خواهند بود . اسکان چنین جمعیت عظیمی در شهر ها بر اهمیت روزافزون شهرسازی و ضرورت توجه به سیاستهای شهری آگاهانه و مدبرانه تاکید دارد.
بدیهی است که تاسیسات و تسهیلات و امکانات موجود شهرهای جهان توانایی پاسخگویی به نیازهای فزاینده شهرنشینان را ندارد و استفاده از ظرفیت های تازه الزامی به نظر می رسد. یکی از راهبردهای مهم شهرنشینی که جایگاه ویژه ای در تحلیل های توسعه شهری برخوردار است ،اسکان جمعیت در سکونتگاه های جدید می باشد.
مطالعه و بررسی یک سیاست با توجه به اقدامات ناشی از آن می باید در بستر و چارچوب الگویی نظری صورت گیرد. نقد خط مشی ها یا راهبرد های اعمال شده در خصوص شهر های جدید صرفاً با تکیه بر چند عامل اقتصادی ـ اجتماعی و جمعیتی باعث تقلیل گرایی می گردد لذا برای بررسی و ارزیابی و بازنگری یک سیاست، اولین نکته توجه به چارچوب نظری در برنامه ریزی ها و سیاست گذاریهای انجام شده است.
جامعه صنعتی جامعه ای است شهری و شهر افق آن است. این جامعه کلانشهر ها ،شهر منطقه ها، شهرهای صنعتی و مجتمع های عظیم را تولید می کند و با این همه در نظم و نسق دادن به این مکان ها ناتوان است. جامعه صنعتی، متخصصان استقرار مناطق شهری را در اختیار دارد و با وجود این ابداعات شهر سازی همه جا و متناسب با پیدایششان مورد بحث و سوال قرار گرفته اند.
نقد شهر صنعتی:
از دیدگاه کمی، انقلاب صنعتی و زمان بلافصل آن افزایش تصور ناپذیر جمعیت شهری را با تخـلیه روستا ها به نفع توسعه بی سابقه شهر ها به دنبال داشت. پیدایش و اهمیت این پدیده متناسب با درجه و سطح صنعتی شدن کشور هاست. در اروپا و انگلستان اولین صحنه نمایش این جنبش است. مسئله ای که در نخستین سرشماری 1801 محسوس است . در فـرانسه و آلمان این جنبش در سالهای 1830 احســاس می شود.
سلدا نظری - هفته نامه نقش نو شماره 11
پیامد های انقلاب صنعتی:
1- افزایش جمعیت به علت بهبود تغذیه و بهداشت و کاهش نرخ مرگ و میر.
2- توزیع جمعیت در منطقه بدلیل تغییرات اقتصادی.
3- توسعه صنایع و جذب جمعیت روستایی به شهر ها.
4- رشد شهرها با توسعه شبکه حمل و نقل.
5- استفاده از ماشین در فرآیند تولید و استفاده از صنایع ماشینی به جای صنایع دستی.
6- رشد اقتصادی در پی پیشرفت های فنی به کمک بانکهاـ بازار های بورس.
7- تاکید بر سرمایه به عنوان عامل تعیین کننده در نتیجه پدید آمدن دو قشر سرمایه دار و فقیر.
8- شرایط غیر انسانی کار ، نقش های اجتماعی و بی عدالتی ها و شرایط غیــر قابل تحمل زندگی (بنه ولو، لامپونیانی 19).
بنابراین در همان زمانی که شهر قرن نوزدهم در آستانه یافتن سیمای خاص خود است رفتاری نو در مشاهده و اندیشه را نیز سبب می شود. شهر همچون پدیده ای خاص خارجی برای افرادی که در بر گرفته جلوه می کند. این افراد شهر را در مقابل خود چون پدیده ای نا آشنا شگفت آور و بیگانه می یابند.
نقد این افراد ار نقد کلی جامعه صنعتی جدا نبوده و نقایص شهری افشا شده به منزله نتایج کمبود های اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی است. صنعت و صنعت گرایی ـ مردم سالاری، رقابت طبقاتی، استثمار انسان از انسان سلب حقوق از کار، از همان دهه های اول قرن نوزدهم پایه های اندیشه اوئن، فوریه، کارلایل در چگونگی نگرش آنها به شهر بوده است. تمام این نظریه ها بر بی نظمی و آشفتگی شهر صنعتی تاکید و نوعی آمایش شهر صنعتی را پیشنهاد می کند، آمایشی که توسط اندیشه ای گسترش یافته در تخیل ساخته و پرداخته می شوند و به علت ناتوانی از شکل عملی بخشیدن به ارتقا دانش از جامعه در بعد تخیل قرار می گیرد.
این اندیشه ها با چهر هایی " هجران زده " و یا " مترقی " در دو جهت اصلی زمان یعنی گذشته و آینده سمت گیری می کند . از مجموعه فلسفه های سیاسی و اجتماعی (آون ،فوریه ،کونسیدران، پرودون ، راکسین و موریس) دو نوع تصور از شهر آتی به وجود می آید که " الگو " نامیده می شود.
این الگو ها " پیش ـ شهرسازی " ساخت های انتزاعی نیستند بلکه بر عکس تصوراتی یکدست و تفکیک ناپذیر از مجموعه اجزایشان می باشند.
با وقوع انقلاب صنعتی و وضع نابسامان شهر ها و نارضایتی و انتقاد همه به وضعیت شهر ها همه از جمله فیلسوفان، سیاستمداران، جامعه شناسان، جغرافیا دانان و ... به انتقاد از شهر موجود می پردازند و از این بین بعضی از این افراد در خلال انتقاد های خود به ارائه الگو و راهکار می پردازند و تعدادی هم فقط انتقاد می کنند و الگویی برای شهر آینده نمی دهند. در این میان اندیشه هایی هم وجود دارند به علت ناتوانی از شکل عمل بخشیدن به آنها از سوی جامعه در بُعد اندیشمندانی تخیل جای می گیرند.
این افراد تحت آرمانگریان مطرح می شوند که از اصلاح جامعه خود ناامیدند و هیچ نوع اصلاحات درون جامعه خود راقابل دست یای نمی دانند.
آرمانگرایان ، شهر های آرمانی را انتخاب انسان در برابر جوامع صنعتی می دانند زیرا این شهر ها را مستقل از جوامع صنعتی و بر اساس عدالت اجتماعی، محدودیت بخش خصوصی و دگرگونی محیط کالبدی ـ اجتماعی بیان می کند. مبانی نظری این مکتب یافتن راه حل مشکلات شهر های بزرگ در خارج از این شهر هاست که به ایجاد نوعی اجتماع ها یا شهر های جدید منجر می شود. در این مکتب انسان به عنوان یک عنصر بیولوژیک مطرح است. مشخصه های این مکتب عبارتند از: دست یابی به کمال ـ بهداشت و ناحیه بندی بر حسب عملکرد شهر، وجود نظم، حد متناسب جمعیت، موقعیت مناسب، عدالت اجتماعی، هماهنگی و هارمونی. رابرت آون، شارل فوریه، پیرژوزف پرودون، ویکتورکونسیدران، بنجامین ریچاردسون، سن سیمون از بزرگان این مکتب هستند.
تونی گارنیه و شهر صنعتی:
بین سالهای 1899 تا 1904، معمار جوان سوسیالیست فرانسوی، تونی گارنیه پروژه ای را برای یک شهر صنعتی در روند دقیق و سختگیرانه طراحی کرد. زیرا اعتقاد داشت این طرح یک طرح نهایی و کامل برای اکثر شهر های صنعتی جدید قرن بیستم خواهد بود. در دوره ای که نظریه های شهر سازی چندان از یادآوری های قرون وسطایی کامیلوزیته، روستا سِتاییهای جمعه شناسی انبزرهاوارد فراتر نرفته بود، گارنیه تصور انقلابی از شهر پدید آورد که همه عناصر ضروری طراحی شهری خرد گرایانه را در بر داشت. جنبه های نظری اصول شهر سازی گارنیه در گنگره بین المللی معماری مدرن (CIAM ) تکمیل شد و تاثیرات نهایی آن در منشور آتن بازتاب یافت.
ـ امکان اسکان 35000 نفر
ـ بوجود آوردن یک مجموعه عظیم صنعتی شامل معادن ، کوره های ذوب آهن ، صنایع فولاد وآهن ، کارخانه کشتی سازی ، کارگاههای تعمیراتی، کارخانه های لوازم کشاورزی ، صنایع اتومبیل و هواپیما.
ـ اختصاص زمینهایی مناسب برای توسعه آینده صنایع پیش از تعیین سایر بخشهای شهر.
ـ تعداد بنا های عمومی در مرکز شهر از جمله: فضا های اداری، آموزشی، تفریحی.
ـ یک پیاده روی روی سرپوشیده برای محافظت پیاده ها در مقابل باد و باران.
ـ قرار گرفتن محلات مسکونی در دو طرف مرکز شهر با خانه های دو طبقه و جدا از یکدیگر بدون باغچه.
ـ تفکیک صنایع به علت مضراتی که برای محیط پیرامون خود داشتند از جمله کوره های ذوب آهن در دورترین نقاط شهر و صنایع نساجی که به مراتب پاکیزه تر و کم زیانتر هستند در قسمتهای نزدیک به مناطق مسکونی.
ـ تقسیم بندی خیابانها بر اساس حجم ترافیک و نوع آن.
ـ مبارزه علیه خیابانهای دالانی و تامین نور و هوای کافی برای ساختمانها و خانه ها (اوستروفسکی، 1970 ).
مشخصه اجتماعی شهر صنعتی:
ـ متکی بر اصول سوسیالیستی
ـ فاقد دادگاهها ـ مراجع قانونی ـ پلیس ـ زندان ـ کلیسا
در جامعه جدیدی که براساس اصول سوسیالیستی اداره می شود ناهنجاری اجتماعی یا دزد و جانی وجود نخواهد داشت.
آیا طرح شهر صنعتی گارنیه موفق بود؟
ـ در سال 1920 یک محله مسکونی را بر اساس نظریاتش ساخت.
ـ فضای ساخته شده متراکم بود و فضای سبز بین ساختمان ها کاهش یافته بود.
ـ عملی نشدن اندیشه شهر همانند (( باغ ملی بزرگ ))
ـ ناقص بودن خدمات عمومی شهر
ـ رویای هیجان آور شهر صنعتی در عمل به یک مجموعه مسکونی کارگری کوچک در حاشیه یک شهر بزرگ و ثروتمند تبدیل شد.
ـ مقایسه نظریات گارنیه و هاوارد:
ـ بر خلاف هاوارد سعی در تجزیه شهر های بزرگ نداشت و اشاره ای به چگونگی سرمایه گذاریها و تامین نیازهای مالی برای احداث شهر های جدید نمی کرد.
ـ گارنیه شیفته شکل معماری یک شهر قرن بیستمی بود که بتواند جوابگوی نیازمندیهای ناشی از پیشرفتهای اجتماعی و فنی باشد.
مقایسه نظریات گارنیه و سویای ماتا:
ـ مهمترین نکته طرح گارنیه ،برابری طبقات اجتماعی در کل شهر بود . در حالی که سوریا زمینها را بر اساس طبقات اجتماعی تقسیم کرده بود او به ثروتمندان زمینهای کنار خیابان اصلی (( شهر خطی )) و برای طبقه متوسط محلهایی در خیابان فرعی در نظر گرفته بود و سایر طبقات جامعه را در دورترین فاصله از خیابان مرکزی جای داده بود.(اوستروفسکی، 1970)
امکچی و همکاران، جزوه شهر های جدید، مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهر سازی ایران، تهران، تیرماه 1379.
بنه ولو، لئوناردو؛ " سرچشمه های شهرسازی نوین "؛ انتشارات امیرکبیر، تهران 2535 شاهنشاهی.
سواد کوهی فر، ساسان؛ " سیر اندیشه های آرمانی در معماری و شهرسازی تعدادی از متفکران "؛ انتشارات بهراد ، تهران 1379.
شوای، فرانسواز؛ " شهرسازی، تخیلات و واقعیات "؛ ترجمع دکتر محسن حبیبی، انتشارات دانشگاه تهران 1375.
مانیاگو لامپونیانی ، ویتوریو ؛ " معماری و شهرسازی در قرن 20 ؛ ترجمه لادن اعتضادی ، دانشگاه شهید بهشتی ، تهران ، 1381.
دسته بندی: لغات تخصصی ◄ سبک شناسی
تاريخ ارسال : 1386/1/19
ارسال کننده : Ali (مشاهده پروفايل)
تعداد بازديد : 276
بازگشت به ليست مطالب
پست مدرنیسم Postmodernism
ویژگی شاخص هنر پست مدرن تاکید بر کلیشه ، تقلید هزل آمیز ازسبک های مختلف و اختلاط و امتزاج رنگ های مختلف ( کولاژ Collage ) است . هنر دردنیای پست مدرن نه تعلق به چارچوب ارجاعی و معیار داوری خاصی است و نه به پروژه یا اتوپیای خاصی تعلق دارد . ایهاب حسن نظریه پرداز پست مدرن با ترسیم و ارائه جدولی از تمایزات بین دو جنبش مدرنیسم و پست مدرنیسم به طراحی و نقشه پردازی درباره محدوده ها و مرزهای اندیشه پست مدرن اقدام کرده است .
جدول تمایز مدرنیسم و پست مدرنیسم از دیدگاه ایهاب حسن:
مدرنیسم پست مدرنیسم
صورت ( صورت ربطی ، صورت بارز ) ................... ضد صورت ( صورت فعلی ، صورت بسته )
هدف ........................................................... بازی
طرح ( نقشه ) .............................................. شانس ( تصادف )
سلسله مراتب ............................................. فرآیند / اجرا /رخداد
حضور .......................................................... غیاب
تمرکز .......................................................... پراکندگی
ژانر / مرز ...................................................... متن / بین متن
ریشه / عمق .............................................. ریشه کاذب / (ریزوم ) / سطح
یکی از اساسی ترین مضامین مبحث پست مدرن، حول واقعیت یا فقدان واقعیت یا چندگانگی واقعیت می چرخد. هیچ انگاری مفهومی نیچه ای است که با معنای سیال و بی ثبات از واقعیت رابطه ی تنگاتنگی دارد . شعار "مرگ خدا" ی نیچه به این معنی است که دیگر نمی توانیم به هیچ چیز یقین داشته باشیم . اخلاق دروغ است و حقیقت افسانه .
1- تردید در این باره که هرگونه حقیقت انسانی ، بازنمایی عینی و ساده ای از واقعیت است .
2- توجه و تاکید بر نحوه کاربرد زبان از سوی جوامع برای ساختن واقعیات مورد نظر خود ، این که جوامع چگونه از زبان برای ایجاد واقعیات استفاده می کنند .
3- ترجیح دادن یا اولویت قائل شدن برای بومی (محلی) ، عینی و اخص در برابر جهانی، انتزاعی و اعم.
4- تجدید علاقه یا توجه دوباره به روایت داستان و داستان سرایی .
5- پذیرش این نکته که توصیف های متعدد و متفاوت از واقعیت را همواره نمی توان به شیوه ای قطعی و نهایی ، یعنی عینی و غیر انسانی ، در برابر یا علیه یکدیگر به کار رفت .
6- تمایل به پذیرش و قبول چیزها آن گونه که در سطح و ظواهر قرار دارند ، به جای جستجو (به سبک فروید یا مارکس) برای یافتن معانی ژرف تر .
اکثر این مضامین با هم جور بوده و مناسب هم به نظر می رسند ولی مع ذلک ، وضعیت پست مدرن از نوعی تنش یا آشفتگی خاصی برخوردار است، از یک سو تمایل به سمت تجزیه، پراکندگی و افتراق و از سوی دیگر جستجو برای یافتن چارچوب های وسیع تری برای معانی است .
پست مدرنیسم دوباره به رسمیت شناختن حضور، دنیا دوستی، خلاقیت و تنوع است و البته معنویت عینیت یافته که یک جهت گیری کیهانی است بر اساس علم معاصر .
چارلز مور در کتابی در مورد پست مدرن به نام : The Place Of House جایگاه خانه در سال 1976 و کتاب Body . Memory & Architecture بدن ، خاطره و معماری را در سال 1977 نوشت.
1- تنوع مجموعه عناصر از نظر فرم ، اکلکتیسیسم .
2- جستجوی یک سنتز برای حل مسائل واقعی که تمام توقعات و مشخصه های زمان را در برداشته باشد .
3- کوچکترین معیار متدولوژیک، پیروی از مسائل واقعی و انتخاب روشی که از تفکر و حوصله حاصل می شود.
1- خصوصیات فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و اقتصادی افراد که از آن ساختمان استفاده می کنند.
2- خصوصیات شهری، خیابان، میدان، کوچه، مغازه .
3- شرایط اقلیمی، رطوبت، سرما، گرما، جنگل، صحرا .
4- نحوه زندگی روزمره اهالی ساختمان، نیازهای آنها، پیش زمینه های ذهنی Event
" The Discourse Or Events " A . A . London 1983
برگرفته از مجله همکلاسی
+ ویرایش علمی و ادبی
+ تلخيص
۸۴/۴/۱۰ - ۱۴:۱۰ - آسیا مینو اسعدی زهرایی
[ویرایش] آثار
[ویرایش] منبع
| Design By : Night Skin |


