درباره عمران و ساختمان
ساختمان مسكوني از نظر اسكلت بايد نه تنها مقاوم در برابر نيروهاي زلزله ساخته شود، بلكه بايد داراي دوام لازم در مدت زمان پيشبيني شده براي بهرهبرداري از آن نيز باشد. اگرچه از نظر كاركرد اقتصادي ميتوان بخشهايي از ساختمان را از مصالح سبك بنا نمود، اما اسكلتي كه بتواند كاركرد درست داشته باشد معمولاً وزن قابل ملاحظهاي از ساختمان را به خود اختصاص ميدهد. با افزايش ارتفاع و به تبع آن نيروهاي حاصل از زلزله مقاطع باربر ساختمان بسيار بزرگ شده و تكانهاي ناشي از نيروي زلزله، در طبقات فوقاني شديد ميشود (شتاب و تغيير مكانهاي بيشتر از حد مجاز). براي اجتناب از اين مسائل، روشي تحت عنوان سوپرفريم R.C براي اسكلت ساختمان، در كشور ژاپن، ابداع شده و به عنوان جديدترين فناوري به مورد اجرا گذاشته شده است. با توجه به امكان انطباق و اجراي اين روش با پتانسيلهاي موجود در داخل كشور، روش سوپرفريم به عنوان يك روش اقتصادي و فني جهت اجراي ساختمان برج مسكوني پرديسان تبريز انتخاب شده است. پیش بینی زلزله با ابر زلزله حامد تاج آبادی مقدمه منابع و مآخذ ابرزلزله، نشانه ای مطمئن برای پيش بينی زمين لرزه (ژونگائو شو، شيميدان و نظريه پرداز ابرهای زلزله) حق کپی با ذکر "نام نویسنده" و "سایت همکلاسی" بلامانع می باشد www.Hamkelasy.com
پيشگفتار
با توجه به قرار گرفتن كشور ما بر روي كمربند زلزلة آلپ – هيماليا، سالانه تعداد قابل ملاحظهاي زلزله در آن رخ ميدهد. براساس آمار موجود، تقريباً همه ساله، يك زلزله با بزرگي بيش از 6 ريشتر و، در هر چند سال، يك زلزله مخرب بزرگتر از 7 ريشتر، در كشور، رخ ميدهد. اين مسأله نشان ميدهد كه توجه كردن به پايداري ساختمان، در برابر زلزله، يك ضرورت اصلي است. اگرچه در سالهاي اخير بلند مرتبهسازي در كشور رونق فراواني يافته است، اما اغلب، روش ساخت به صورت سنتي انجام پذيرفته و تنها با بزرگ كردن ابعاد يك ساختمان سنتي دو يا سه طبقه اقدام به ساخت بناهاي بيست طبقه و يا بلندتر شده است. واضح است كه، با تكيه بر روشهاي سنتي، نميتوان ساختمان بلندي كه در برابر زلزلههاي مخرب مقاوم باشد، ساخت.
حتي اگر كليه ضوابط آييننامه زلزله از نظر طراحي و محاسبات رعايت شده باشد، با اجراي سنتي و دخالت انسان در اجزاي مقاوم كننده ساختمان همانند بتنريزيها و جوشكاريها هرگز نميتوان به يك سازه مناسب دست پيدا كرد.
ساختمان حتي اگر در محدوده كوچكي اشكال اجرايي داشته باشد، در زمان وقوع زلزله از آن ناحيه، آسيبديده و خرابي به ساير نقاط سرايت خواهد نمود. فناوريهاي نو تلاش ميكنند تا دخالت انسان را در حين ساختن به حداقل رسانده و با صنعتي كردن اجرا، يك ساختمان همگن و مطمئن بنا نمايند.
يكي از روشهاي مدرن و مناسب براي كشور ما روش سوپرفريم R.C است كه در سالهاي اخير، به خصوص پس از وقوع زلزله مخرب كوبه در كشور ژاپن، ابداع شده و هم اكنون ساختمانهاي بلند مسكوني زيادي را با آن روش به مورد اجرا ميگذارند. در اين روش ضمن كاهش مقاطع باربر، با پيشساخته نمودن ستونها و همچنين كنترل حركات ساختمان در حين زلزله و جذب انرژي به وسيله ميراگرهاي هيدرومكانيكي، يك ساختمان مطمئن از نظر رفتار در برابر نيروها و بسيار مناسب براي سكونت ساخته ميشود.
ساختمان فلزي يا بتن آرمه
در كشور ژاپن ترجيح ميدهند كه ساختمانهاي مسكوني را با اسكلت بتن آرمه بنا كنند. اسكلت فلزي بيشتر براي اجراي ساختمانهاي اداري و تجاري، ايستگاهها و غيره مورد استفاده قرار ميگيرد. دليل انتخاب اسكلت بتن آرمه، را براي ساختمانهاي مسكوني، ميتوان به شرح زير بيان نمود:
? ساختمانهاي بتن آرمه اغلب ارزانتر از ساختمانهاي فلزي ساخته ميشوند.
? ساختمانهاي بتن آرمه در مقابل سوانح آتشسوزي و انفجار دوام بيشتري دارند.
? در ساختمانهاي بتن آرمه، انتقال صوت بين طبقات (با توجه به اهميت آن به خصوص در كاشانههاي مسكوني) كمتر است.
? با توجه به هماهنگي مناسب بين اجزاي جذب كننده نيروهاي زلزله و اسكلت (با قراردادن ديوار برشي) رفتار ساختمان مناسبتر خواهد بود.
توصيههاي طراحي و ساخت
اغلب آييننامههاي زلزله براي ساختن بناهاي مقاوم در برابر زلزله توصيههايي را ارائه مينمايند. ابداع هرنوع فناوري بايد اين توصيهها را در برگيرد :
? پلان ساختمان به شكل ساده و متقارن در دو امتداد عمود بر هم و بدون پيشآمدگي و پسرفتگي زياد باشد و از ايجاد تغييرات نامتقارن پلان در ارتفاع ساختمان نيز احتراز شود.
? عناصري كه بارهاي قائم را تحمل مينمايند در طبقات مختلف بر روي هم قرار داده شوند
تا انتقال بار اين عناصر به يكديگر با واسطه عناصر افقي صورت نگيرد.
? عناصري كه نيروهاي افقي ناشي از زلزله را تحمل ميكنند موكداً طوري طراحي شوند كه
انتقال نيروها به سمت شالوده به طور مستقيم انجام شود و عناصري كه با هم كار ميكنند در
يك صفحه قائم قرار داشته باشند.
? براي كاهش نيروهاي پيچشي ناشي از زلزله، مركز جرم هر طبقه بر مركز سختي آن طبقه
منطبق و يا فاصله آنها در هريك از امتدادهاي ساختمان از 5 درصد بعد ساختمان در آن
امتداد كمتر باشد.
? از احداث طرههاي بزرگتر از 5/1 متر حتيالمقدور احتراز شود.
? از ايجاد سوراخهاي بزرگ و مجاور يكديگر در ديافراگمهاي كفها خودداري شود.
? با به كار بردن مصالح سازهاي با مقاومت زياد و مصالح غيرسازهاي سبك، وزن ساختمان به حداقل رسانده شود.
? ساختمان و اجزاي آن به نحوي طراحي گردد كه داراي شكلپذيري مناسب باشند.
? ساختمان به نحوي طراحي گردد كه عناصر قائم (ستونها) ديرتر از عناصر افقي (تيرها) دچار خرابي شوند.
? اعضاي غيرسازهاي، به خصوص ديوارهاي داخلي و نماها، طوري اجرا شوند كه حتيالامكان مزاحمتي براي حركت اعضاء سازهاي در جريان زلزله ايجاد نكنند. در غير اينصورت اثر اندركنش اين اعضا با سيستم سازهاي بايد در تحليل سازه در نظر گرفته شود.
? اعضاء و قطعات غيرسازهاي، به خصوص قطعات نما و شيشهها، آنچنان طراحي و اجرا شوند كه در هنگام وقوع زلزله از سازه جدا نشده و با فرو ريختن خود ايجاد خسارات احتمالي جاني و مالي نمايند.
? روش ابداعي سوپرفريم نه تنها توصيههاي مذكور را در نظر ميگيرد بلكه با ملحوظ نمودن انواع توصيههاي ايمني ديگر مانند آتشسوزي و انفجار و … مسائل جديدي را از ديد اجراي بخشهاي تأسيساتي در نظر گرفته دارد تا علاوه بر دسترسي آسان به كليه بخشهاي تأسيساتي، هرگونه تعمير و تعويض در آنها بدون ايجاد مزاحمت، براي ساير همسايهها، عملي شده و همه دسترسيها از داخل خود واحدها صورت گيرد.
اجزاي اصلي سازه سوپرفريم R.C
با تشريح اسكلت يك ساختمان اجرا شده، به روش سوپرفريم، ميتوان به نحوه كاركرد آن پي برد. شكل (1) به طور شماتيك اسكلت و شكل (2) نماي چنين ساختماني را نشان ميدهد. همانطور كه ملاحظه ميشود، بخشهاي باربر ساختمان ازشش جزء تشكيل شده است. اين اجزاي را ميتوان به صورت زير تشريح نمود:
1- سوپروال
سوپروال يا ديوار برشي مركزي هسته اصلي باربر نيروهاي قائم و به خصوص نيروهاي زلزله ميباشد كه با مقطع I شكل اجرا ميشود. اين ديوار برشي، كه در هسته ساختمان قرار ميگيرد، از بخش پايين بر روي فونداسيون قرار گرفته و در بخش بالاي خود به سوپربيم منتهي ميشود. ديوار برشي به صورت بتن در جا، اجرا ميگردد كه بتن آن در بخشهاي پايين بتن با مقاومت بالاست. با در نظر گرفتن شكلپذيري ساختمان، مقاومت بتن سوپروال از 60 نيوتن بر ميليمترمربع در بالاي فونداسيون به مرور به مقدار 36 نيوتن بر ميليمترمربع در بخش بالايي آن كاهش مييابد. آرايش ميلگرد آن براساس انجام آزمايشهايي، بر روي قطعات مدل، طراحي شده است. از نظر اجرايي، سوپروال هميشه دو طبقه جلوتر از اجراي كفها پيش ميرود تا وقفهاي در كار ايجاد نشود. شبكة ميلگردهاي اين بخش، به دليل سنگيني زياد در سطح زمين ساخته شده و به وسيله جرثقيل برجي در محل خود نصب ميشود. جرثقيل برجي بايد حداقل قادر به جابجايي 10 تن بار باشد. شكل (3) مراحل اجراي ديوار برشي را نشان ميدهد.
2- ستونهاي اتصالي
در طرح سوپرفريم، در هريك از نماهاي ساختمان دو ستون اتصالي و جمعاً به تعداد هشت عدد، اجرا ميگردد. اين ستونها كه بزرگترين مقطع (ستون) را در ساختمان دارند (مقطع 1/1 * 1/1 متر) به دليل قرار گرفتن در نماي ساختمان، فضاي داخلي را اشغال نميكنند. وظيفه اصلي اين ستونها، انتقال نيروي زلزله از بالاي ساختمان بر روي پي ميباشد. اين ستونها به صورت پيشساخته در سطح كارگاه ساخته ميشوند. با توجه به اهميت آنها در محافظت ساختمان از تصادم اشياي خارجي در حين بهرهبرداري و با عنايت به كاركرد آنها، كنترل كاملاً دقيقي بر روي قطعات پيشساخته انجام ميشود و اگر بتن ستوني مناسب نبوده باشد آن ستون از رده خارج ميشود. مقاومت بتن در اين ستونها نيز به صورت هماهنگ با سوپروال از 60 تا 36 نيوتن بر ميليمترمربع متغير است. در شكل (4) ستونهاي پيشساخته دپو شده در محل كارگاه نشان داده شده است.
3- لوازم جذب انرژي (ميراگرها)
يك ساختمان بلند بايد در مقابل تكانهاي شديد ناشي از زمينلرزه رفتار كاملاً پيشبيني شدهاي را داشته باشد. قراردادن لوازم جذب انرژي اگرچه از حدود 30 سال پيش در دنيا رواج پيدا كرده است، اما گذاشتن نوع خاصي از آنها در بالاي ساختمان، تنها در تكنيك سوپرفريم استفاده ميشود. لوازم جذب انرژي كه همانند يك كمك فنر بسيار بزرگ عمل ميكنند رفتار ساختمان را كنترل كرده و سطح تنشها را به ميزان قابل ملاحظهاي كاهش ميدهند. در ساختمان سوپرفريم با ارتفاع 33 طبقه تعداد 32 عدد از آنها كه چهار عدد بر روي هر ستون اتصالي قرار ميگيرد نصب خواهد شد. بنابراين در هنگام وقوع زلزله، نيروهاي حاصل از زلزله بر ديافراگمهاي هر طبقه اثر كرده و نيروها به سوپروال منتقل ميشود. سوپروال با جذب نيروها تغيير مكانها را به بالاترين نقطه ساختمان منتقل ميكند. تغيير مكانها به چهار عدد سوپربيم كه در بالاي سوپروال قرار ميگيرند منتقل شده و از طريق آنها به لوازم جذب انرژي انتقال مييابند. اين لوازم هم به صورت فشاري و هم كششي عمل كرده و نيروهاي زلزله را پس از كاهش دادن بر روي ستونهاي اتصالي منتقل ميكنند و همانطور كه ذكر شد، نيروها سپس از طريق ستونهاي اتصالي به صورت قائم بر روي پي منتقل ميشوند. در شكل (5) تصوير ميراگرهاي نصب شده برروي ساختمان مشاهده ميگردد.
4- سوپربيم
در بالاترين بخش اسكلت ساختمان چهار عدد تير با مقطع بزرگ (00/1 * 00/4 متر) بر بالاي سوپروال قرار ميگيرند كه تغيير مكانهاي آنرا به لوازم جذب انرژي منتقل مينمايند. اين تيرها كاركرد بسيار حساسي را در هنگام وقوع زلزله و يا برخورد يك شيء خارجي به ساختمان از خود نشان ميدهند. تصوير سوپربيم از منظره پايين آن در شكل (6) ارائه شده است.
5- ستونهاي ساده
ساختمان با سوپرفريم، فري پلان (Free Plan) نيز ناميده ميشود واين بدان معنا است كه به دليل مسطح بودن كفها و عدم وجود ستونهاي مياني زياد (تنها يك ستون مياني در يك كاشانه 235 مترمربع وجود دارد) ميتوان هر نوع پلان دلخواه را در هر طبقه پياده نمود. درحقيقت نه تنها تكنيك سوپرفريم، از منظر سازهاي، آخرين دستاورد به شمار ميرود بلكه اين تكنيك، از نظر معماري، نيز به آخرين دستاوردها متكي است يعني " ما بايد خودمان را با سليقه استفادهكنندگان تطبيق دهيم ".
6- ديافراگمها
كليه كفسازيها به صورت دال ديافراگمي اجرا شده و تنها يك تير مياني از تقاطع دالها در دو تراز مختلف و با اختلاف 30 سانتيمتر شكل ميگيرد. اين كفها به صورت كاملا مشخص نيروهاي زلزلة طبقات را به هسته مركزي (سوپروال) منتقل مينمايند.اين نوع كفها ارجحيت زيادي دارد، به طوريكه عدم وجود تيرهاي با ارتفاع زياد انعطاف در پلان را زياد ميكند و در نتيجه سقفها مزاحمتي براي اجراي تأسيسات ايجاد نكرده و ساختمان را براي شرايط (Free Plan)مهيا ميسازد. در طراحي سقفها كه به صورت دال اجرا ميشوند دو سطح با اختلاف 30 سانتيمتر در نظر گرفته شده است. بخشهاي داخلي كه سرويسها و آشپزخانه و غيره بر روي آن قرار ميگيرند 30 سانتيمتر پايينتر از كف اتاقها و ساير قسمتها اجرا ميگردند. از اين بخش كليه خطوط لوله آب و فاضلاب و گاز واحدها عبور داده ميشود كه با اجراي كف كاذب در مواقع اضطراري ميتوان از داخل هر واحد به لولهها دسترسي پيدا كرد.
كليه خطوط برق، تلفن و تهويه مطبوع در زير سقفها به آن متصل ميشوند و يك سقف كاذب كم وزن روي آنها را ميپوشاند. در شكل (7) مراحل بتنريزي ديافراگمها قابل مشاهده است.
ساير موارد فني
موارد فني متعددي در ساختمان شده است. به طوركلي نه تنها ستونها بلكه ديوارهاي نما به همراه اجزاي نماسازي آنها به صورت پيشساخته اجرا ميشوند. ستونها كه به طور عمده براي حمل نيروهاي قائم عمل ميكنند در كنار كارگاه به صورت خوابيده اجرا ميشوند تا در زمان مقرر به وسيله جرثقيل در جاي خود نصب گردند. ديوار برشي با استفاده از قالب لغزنده اجرا ميشود. معمولاً با تعبيه مناسب به صورت قائم و با قرار دادن يك آسانسور ساده ميتوان در كنار كارگاه ميلگردها را با ارتفاع 12 متر آماده نموده و سپس به وسيله جرثقيل برجي آنرا به بخشهاي لازم منتقل نمود.
كليه ارتباطات قائم ساختمان از نظر مسير خطوط اصلي، راه پلهها و آسانسورها در جوار ديوار برشي ساخته ميشوند.
معمولاً ميتوان در زمان اجراي طبقه هشتم، طبقه همكف را از نظر تأسيسات و نازك كاري به اتمام رساند. اجزاي جدا كننده به صورت ديوارهاي گچي پوستهاي پيشساخته (دراي وال) نصب ميشوند. بر روي كفها يك لاية سهلايي به ضخامت حدود 20 ميليمتر نصب شده و كفپوشها بر روي آن اجرا ميگردند.
قالببندي سقفها به دليل يكنواخت بودن آنها به صورت قالبهاي سبك فلزي بوده كه سريعاً قابل باز و بسته كردن هستند.
دكتر علي كمك پناه
عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس
کارشناس فيزيک دانشگاه صنعتی اميرکبير تهران
نقل ازHYPERLINK "http://www.rah-o-sakhteman.com/" ماهنامه راه و ساختمان شماره 15
اين سوال که آيا پيش بينی زمين لرزه امکان پذير است يا خير به مدت بيش از يک قرن مورد بحث بوده است. گروهی به پاسخ مثبت اين سوال خوشبين هستند و گروهی ديگر بدبين. برای پايان دادن به اين جدال طولانی، تنها دو راه وجود دارد. راه اول اينکه گروه بدبينان بتوانند اثبات کنند پاسخ اين سوال منفی است. درست مثل اينکه در هندسه امکان تقسيم يک زاويه به سه قسمت مساوی غير ممکن است و يا در فيزيک قوانين انرژی بقا دارند. در اين صورت هيچ يک از افراد گروه خوش بينان ديگر تلاش نخواهد کرد که زلزله را پيش بينی کند و اين بحث با صلح و دوستی خاتمه می يابد. رسانه ها، راديو و تلويزيون، نهادهای رسمی و همه مردم کره زمين از اين پس يقين خواهند داشت که پيش بينی زلزله امکان ناپذير است و ديگر بازار شايعه پراکنی و حدس و گمان هم خريداری نخواهد داشت.
اما راه دوم اين است که گروه خوش بينان بتوانند نمونه ای واقعی از دستاورد خود را مثل ساخت نخستين هواپيما نشان دهند. در اين صورت گروه بدبينان کم کم ناپديد می شوند و ادعای خود را مبنی بر غيرممکن بودن پيش بينی زلزله به فراموشی می سپارند.
در اين مقاله، نويسنده تلاش می کند نشان دهد روش های نوينی وجود دارند که محققانی خوش بين و پرتلاش با آزمودن آنها و کسب نتايج درخشان در پيش بينی نسبتا موفق برخی از زلزله ها توانسته اند نشان دهند که رويای پيش بينی زمين لرزه در آستانه محقق شدن می باشد.
ابرزلزله چيست و آيا ارتباطی بين يک ابرزلزله و زمين لرزه وجود دارد؟
نظريه ابرهای زلزله يکی از نظريات جديد است که روشهای مشابه آنرا نخستين بار محققين چينی و ايتاليايی حدود 300 سال پيش برای پيش بينی زلزله به کار برده اند. اين روشهای قديمی با گذشت زمان و عدم وجود امکانات فنی برای توسعه بيشتر به دست فراموشی سپرده شد تا اينکه در سال 1990 به طور جدی توسط يک محقق چينی به نام ژونگائو شو (Zhonghao Shou) مورد توجه قرار گرفت.
مطابق اين نظريه، قبل از وقوع زلزله در نقطه ای که گسل زلزله خيز وجود دارد، بخارات و گازهای گرمی از زمين خارج می شوند که پس از سرد شدن به ابر تبديل می شوند. بر خلاف ابرهای معمولی که منشا آن فعل و انفعالات جوی است و علم هواشناسی به مطالعه رفتار آنها می پردازد، اين ابرها منشا هواشناسی ندارند و تشکيل آنها نشاندهنده فعاليت های گسل موجود در نقطه خروج گازهای گرم از زمين است. اين ابرها به طور ناگهانی و خطی شکل ايجاد می شوند و با ابرهای جوی که تدريجا و توده ای ايجاد می شوند تفاوت دارند. در واقع علم هواشناسی نمی تواند وجود چنين ابرهايی را توجيه کند.
شبيه سازی ابر زلزله بم با پشت سر هم قرار دادن تصاويرماهواره ای از اين نقطه در زمان خروج گازهای گرم گسل زمين در اين منطقه، به خوبی بيانگر حقيقت وجود ابرهای زلزله است.
با توجه به ويژگيهای اين ابرها که ابرزلزله نام گرفته اند، اگر بتوانيم در مورد مکان، حجم و زمان خروج گازهای گرم که با رسيدن به منطقه سرد به ابر بدل می شوند اطلاعات دقيقی بدست آوريم، اين امکان وجود دارد که بتوانيم سه عامل مهم در پيش بينی زلزله يعنی به ترتيب محل وقوع، شدت و زمان دقيق آنرا (با خطای علمی تعريف شده) تخمين بزنيم يا به بيان ديگر احتمال وقوع زلزله را پيش بينی کنيم.
بنا براين در مطالعه ابرهای زلزله، مساله اين نيست که خود گسل و فعاليت آن را از نزديک مطالعه کنيم بلکه هدف مطالعه اثر و نتيجه اين فعاليت است که ممکن است به صورت گاز از چندين ساعت گرفته تا حدود 103 روز قبل از وقوع زلزله رخ نمايی کند . طبيعی است اگر اطلاعات موثقی در اختيار داشته باشيم که نشان دهد بين اين ابر و زلزله ارتباط دقيقی وجود دارد می توانيم با پشتوانه علمی وقوع زلزله را پيش بينی کنيم و مثلا بگوئيم به احتمال 68% ممکن است بين 10 روز آينده در منطقه ای مثلثی شکل به مرکز تهران و مساحت معين، زلزله ای با قدرت حدود 7 ريشتر رخ دهد (يا دوزلزله با قدرت حدودی 5 ريشتر يا زلزله های خفيف تر اما با تعداد بيشتر).
اين پيش بينی می تواند کاملا علمی باشد و البته با جمله کاملا صحيح " امکان پيش بينی دقيق (يعنی 100%) زلزله وجود ندارد" نيز در تضاد نيست. تنها تفاوت در اين است که جمله اول ممکن است منجر به نجات جان مليونها نفرشود (با جدی گرفتن احتمال خطر و تلاش برای کسب راههای مقابله با خطرات حين و بعد از زلزله) اما جمله دوم هشداری در بر ندارد و حتی احتمال صحت جمله اول را نيز به طور غير مستقيم نفی می کند!
نظريه ابرهای زلزله و علل شکل گيری آنها در طول 14 سال گذشته توسط آقای شو که يک شيميدان بازنشسته می باشد مورد بررسی و مطالعات علمی جدی قرار گرفته است. او مبتکر نظريه پسابش (Theory Dehydration) است که علت ايجاد و فوران گازهای گرم و بخارات شيميايی حاصل از فعاليت درونی گسل ها را توضيح می دهد. وی زندگی خود را وقف تلاش برای بررسی ابرهای زلزله و شناسايی آنها به کمک تصاوير ماهواره های هواشناسی نموده و در اين راه با موفقيت چشمگيری نيز مواجه شده است. او بدون حمايت جدی سازمان يا دولتی خاص به بررسی تصاوير ماهواره های هواشناسی از نقاط مختلف زمين و تجزيه و تحليل ابرهای موجود در اين تصاوير می پردازد تا بتواند ابرهای زلزله را از ابرهای معمولی ديگر تشخيص دهد. نتايج فعاليت های او به طور مرتب از طريق سايت رسمی او منتشر می شود.
پس از شناسايی ابر زلزله، وی با استناد به تجربيات قبلی خود برای پيش بينی زلزله های ديگر و محاسبات علمی سعی می کند حدس بزند به کمک اين نتايج آيا قادر است موقعيت مکانی، بازه زمانی احتمال وقوع زمين لرزه و شدت حدودی آنرا پيش بينی کند يا خير. او يک دانشمند مستقل است و با گذشت 14 سال از فعاليت خود در اين زمينه توانسته است به دقتی در حدود 70 درصد در مورد پيش بينی هايی که انجام می دهد دست يابد.
نخستين مشاهده ابر زلزله توسط او در تاريخ 20 ژوئيه سال 1990 رخ داد. وی توانست يک ابرطولانی و خطی شکل را در ناحیه شمالغربی شهر محل سکونت خود در چين شناسايی کند. درست 18 ساعت بعد زلزله ای با قدرت 7.7 ريشتر در مرکز رودبار به وقوع پيوست که 370 هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت. از آنجايی که قريب به مدت 300 روز، از تاريخ 31 می 1990(21 روز قبل از زلزله رودبار) تا 28 آوريل سال بعد، تنها زلزله ای که با قدرت بيش از 7 ريشتر و در جهت مذکور به قوع پيوسته بود زلزله رودبار بود، شو به اين اعتقاد رسيد که احتمالا ارتباطی بسيار قوی بين آن ابر زلزله و زمين لرزه رودبار وجود داشته است. سپس وی تلاش نمود تا به برسی بيشتر نظريه ابرهای زلزله بپردازد و از آنجايی که اين نظريه منسوخ شده بود احساس کرد وظيفه خود اوست که اين روش را توسعه دهد و مطالعات جدی تری را بر مبنای آن انجام دهد.
او تا کنون پيش بينی های متعددی را به طور رسمی در مرکز مطالعات زمين شناسی ايالات متحده به ثبت رسانده است که حدود 70% اين پيش بينی ها درست بوده ا ند. در بين پييش بينی های موفق او پيش بينی زمين لرزه های بزرگی در طول ساليان اخير (زلزله رودبار، ترکيه، افغانستان، پاکستان، چندين زلزله ژاپن و زمين لرزه بم که دقيق ترين پيش بينی او تا کنون بوده است) نيز به چشم می خورد.
او معتقد است گازهای گرم در منطقه گسل، در حدود 30 دقيقه طول می کشد تا از زمين خارج شود اما ماهواره های هواشناسی فعلی از يک منطقه خاص در بازه های زمانی 1 تا 6 ساعت و بيشتر، تصوير برداری می کنند. لذا فرايند تعيين مرکز احتمالی وقوع زلزله با خطا همراه است. بعلاوه در مواردی که گسل در ماههای سرد سال فعال شود تشکيل ابردر محل خروج بخارها سريعتر بوده و امکان تعين کانون احتمالی زلزله با دقت بالاتری امکان پذير است. در واقع به همين دليل بود که او در روز 25 دسامبر سال 2003 يعنی درست يکروز قبل از وقوع زمين لرزه بم موفق به مشاهده ابر زلزله در آن منطقه و پيش بينی وقوع يک زمين لرزه قوی با شدت 6.5 ريشتر در سايت خود شده بود. اما در مواردی که گسل در منطقه ای گرم فعال شده باشد امکان تشخيص ابر زلزله از روی تصاوير ماهواره ای تنها زمانی امکان پذير می باشد که اين بخارات گرم به منطقه ای سرد برسند تا تشکيل ابر دهند.
در واقع عامل اصلی خطا در پيش بينی زلزله با روش تحليل ابر زلزله، ناکافی بودن اطلاعات مورد نياز در تصاوير حاصل از ماهواره های هواشناسی فعلی است و اين خطا در ماههای گرم سال بيشتر است.
در صورتی که شو موفق شود با حمايت دولتهای بزرگ سيستم جديدی از عکسبرداری را در ماهواره های فعلی به کار گيرد که امکان تصوير برداريهای دقيق تری از زمين را در بازه های زمانی کوتاه تر فراهم آورد (بازه 15 دقيقه ای)، می توان اميدوار بود که جنجال بر سر امکان پيش بينی زلزله به نفع گروه خوش بينان و با پشتوانه دقيق علمی و خطای بسيار کم پايان پذيرد. در اين صورت بدون شک حيات مليونها انسان در زمان حال و آينده مرهون تلاش و فداکاريهای او خواهد بود.
بررسی مساله زمين لرزه در ايران و نتايج تحقيقات ژونگائو شو
نتايج علمی بررسی های شو از تصاوير ماهواره ای شمال ايران در طول ماههای گذشته که منجر به پيش بينی زمين لرزه بلده شده بود، اين ترديد را ايجاد می کند که ممکن است به دنبال وقوع زمين لرزه در بلده، زمين لرزه ديگری نيز تا تاريخ 15 ژوئيه (26 خرداد ماه) در محدوده ای مثلثی شکل در اطراف تهران رخ دهد. (ايشان در آخرين نظر رسمی خود در زمان نگارش اين مقاله احتمال وقوع زمين لرزه ای به قدرت 6 ريشتر را در منطقه ای که با علامت X نشان داده شده پيش بينی نموده است).
علت اين ترديد به تحليل وضعيت ابر زلزله منطقه شمالی ايران مربوط است که در24 فوريه (اوائل بهار) ايجاد شده است.
در تاريخ 1 مارس (يک هفته پس از ايجاد ابر)، دکتر شو پيش بينی نمود که دو زمين لرزه به قدرت 6 و 7 ريشتر ايران يا همسايگان آنرا در يک بازه 100 روزه خواهد لرزاند. در تاريخ 28 می، يعنی حدود 90 روز بعد، زمين لرزه ای به بزرگی 6.2 ريشتر در کانون بلده به وقوع پيوست.
آنچه از تصاوير ماهواره ای بدست می آيد اين امکان را می دهد که از دو نقطه نزديک به هم، بخارات گرمی از زمين خارج شده اند و به علت گرم بودن هوا و جريانات جوی، اين بخارات به منطقه ای سردتر حرکت کرده و دو ابر را بوجود آورده اند.
احتمال دوم اين است که کانون اصلی خروج گازها و بخارات گرم يک نقطه بوده (بلده) و به علت وجود منطقه ای کوهستانی، اين ابر زلزله با عبور از يک کوه مرتفع به دو بخش تقسيم شده است. با مراجعه به مستندات تصويری ماهواره ای که در سايت وی موجود است، خود شما هم می توانيد هر دو احتمال فوق را بررسی و تائيد کنيد.
شو موفق به کشف پديده ای موسوم به شکم گرمازمينی (geothermal bulge) شده است که نشان می دهد گرمای حاصل از يک گسل فعال باعث تغير در شکل ابرهای سرد بالای گسل میشود. اين پديده به خوبی در گسل های منطقه ای مثلثی شکل به مرکزيت تهران رخ داده است که شاهدی دقيق بر فعاليت اين گسل ها است. در حاليکه علم هواشناسی قادر به توجيه اين پديده نيست، نظريه شو به خوبی آنرا توجيه می کند و نشان می دهد که تغيرات ناگهانی يا موضعی در شکل ابرهای يک منطقه سرد حاکی از داغ بودن گسل های آن منطقه می باشد.
در پايان شو اظهار می دارد بر خلاف داده ها و شواهد دقيق زلزله بم، اطلاعات فعلی با قطعيت وقوع يک زمين لرزه در تهران را پيش بينی نمی کنند اما با توجه به در نظر گرفتن شيوه های متعدد تحليل نتايج، اين امکان وجود دارد که در طول 14 روز آينده از تاريخ 3 ژوئيه و به احتمال قوی تر 10 روز(يعنی تا حدود 28 خرداد ماه)، به احتمال 68% زلزله ای با شدت حدودی 7 ريشتر منطقه ای در شمال مرکزی ايران (حوالی تهران) را بلرزاند و اين پيش بينی در صورتی است که فرض کنيم دو ابر خطی شکل زلزله که در اواخر فوريه سال جاری در شمال ايران ايجاد شده اند از دو کانون خارج شده باشند. (در غير اينصورت زلزله بلده نتيجه تنها ابر زلزله تلقی می شود).
لازم به ذکر است از تاريخ 8 خرداد که زمين لرزه شديدی در کانون بلده رخ داده است، تا کنون بيش از 300 پس لرزه در اين شهرستان اتفاق افتاده و طی سه روز اخيرنيززمين لرزه هايی به شدت 3، 1/4 (چهار مميز يک)، 4/4 ، 5/3 (سه مميز پنج) و 6/3 (سه مميز شش) ريشتر به ترتيب در نواحی سمنان، نور و نوشهر ، چهاردانگه کياسر و اراک رخ داده است که نشان از انرژی زياد درونی گسلها و فعال شدن آنها دارد.
اين وقايع با پيش بينی های نظريه ابرزمين لرزه در نواحی بين شمال مرکز و مرکزايران (مرکزيت حدودی تهران) که درتاريخ 1 ماه مارس ميلادی توسط شو انجام شده بود همخوانی کامل دارد.
نتيجه گيری
خواه نتايج پيش بينی های انجام شده به روش ابر زلزله توسط شو دقيق يا غير دقيق باشد، اين روش در جامعه دانشمندان با اقبال مواجه شده است و در آينده ای نزديک، دانش بشری به آستانه مورد نياز برای توانايی پيش بينی دقيق تر زلزله ها به کمک تکنيک های متعدد علمی خواهد رسيد. در آن زمان اگر حتی همه ساختمانها نيز مطابق استاندارهای مهندسی ساخنه نشوند حداقل جان ساکنان آنها از خطرات اين واقعه طبيعی در امان خواهد ماند.
اما راه حل فعلی چيست؟ با علم به وقوع احتمالی زلزله هيچ مشکل و خطری دفع نمی شود و بدون انجام اقدامات لازم هيچ نتيجه ای جز نگرانی و تشويش خاطر وجود نخواهد داشت. بنابر اين توجه به موارد زير توصيه می شود:
راه های مقابله با خطرات احتمالی وقوع زلزله را بيا موزيد و سعی کنيد با خانواده خود بدون اينکه باعث نگرانی آنها شويد در اين مورد صحبت کنيد.
دوره فعاليت های شديد گسل های تهران توسط زمين شناسان در حدود 150 سال ارزيابی شده است. آخرين بار در سال 1830 ميلادی زمين لرزه شديدی در اين شهر اتفاق افتاد و در حال حاضر، خطر فعاليت شديد اين گسل ها بيش تراز ده يا 50 سال گذشته می باشد. تهران شهر امنی برای زندگی نيست.
سعی کنيد ساختمان محل سکونت خود را با معيارهای مقاوم سازی در برابر زلزله مطابقت دهيد.
ماهواره های سنجش از دور و پيش بينی زلزله «با نگاهی به ابرهای زلزله در بم» (عبدالرضا انصاری آملی، کارشناس ارشد مرکز سنجش از دور ايران)
ابرهای زلزله و پيش بينی کوتاه مدت زمين لرزه – مصاحبه با ژونگائو شو (پايگاه مرکز مهندسی عمران در ايران)
پايگاه رسمی اينترنتی نظريه ابرهای زلزله و پيش بينی زمين لرزه (ژونگائو شو)
تحليل وضعيت پيش بينی زمين لرزه بم (ژونگائو شو)
تحليل وضعيت پيش بينی زمين لرزه های اخير شمال ايران (تهران) (ژونگائو شو)
| Design By : Night Skin |


